در وطن خویش غریب...

دست بردار از این در وطن خویش غریب... (شعر: اخوان ثالث، ویس: 28 تیر 1400)

550 روز از تولد اریحا، چه غریبانه گذشت...

از راه های رفته

از راه های رفته... (متن: وبلاگ سیمیا)

یک سال گذشت

توی این مدت چندین متن مختلف را از خودم و بلاگرهای بیان، انتخاب کردم و خواندم و ضبط کردم و ادیت کردم... اما هیچ کدام طبع دلم نبود و احساس کردم نتوانستم حق متن ها را ادا کنم. آخری اش متنی از وبلاگ سیمیا بود که همین چند دقیقه پیش ادیت و صداگذاری اش تمام شد، اما احساس می کنم صدایم خیلی سرد و بی روح شده... به همین دلیل بود که چند ثانیه بعد از انتشار در بلاگ، به عدم پیوست...

این موسیقی بالای سر پست، یکی از آن هایی است که سخت به آن اعتیاد دارم. از دست ندهیدش...

این هم آخرین سکانس روزهای پایانی سال ما شد. یک سال گذشت، یک سال تمام. یک سال پر فراز، یک سال پر نشیب، یک سال پر صعود، یک سال پر سقوط. خیلی ها به من بدی کردند، به خیلی ها من بدی کردم، خیلی ها آمدند. خیلی ها رفتند... خیلی چیزها عوض شد. با همه خوبی و بدی اش گذشت. با همه خوبی و بدی اش تمام شد. نمی دانم تا کی این مردگی صدا و خفتگی حنجره ادامه دارد، اما تا زمانی که ادامه داشته باشد، چراغ در حوالی اریحا خاموش خواهد بود. بهترین ها را در سال پیش رو برای همه تان آرزو می کنم...

امضاء: اریحا

 

کسی می آید...

(ویس51) من خواب دیده ام... کسی می آید که مثل هیچ کس نیست. (متن:فروغ فرخزاد، ویس: اریحا)

قطعه ای از بهشت...

(ویس50) اینجا در حوالی قطعه ای از بهشت است... (#ایام_شهادت_امام_رضا)

۱ ۲ ۳ . . . ۹ ۱۰ ۱۱
המעצב: ארפאן כל הזכויות שמורות ליריחו