در وطن خویش غریب...

دست بردار از این در وطن خویش غریب... (شعر: اخوان ثالث، ویس: 28 تیر 1400)

550 روز از تولد اریحا، چه غریبانه گذشت...

کودتا

(ویس44) درونم کودتا شده، انقلاب مخملی، بمب، ترور، خودم علیه خودم... (متن: اریحا|بهار99)

من یک درخت کوهی ام

(ویس43) من یک درخت کوهی ام... (متن: اریحا(پاییز94) | ویس:تابستان99)

روز سوم

(ویس42) ساعت روی دو و نیم بامداد مانده و عقربه هایش بس بی رمق درجا می زنند. دلم گرفته و ساعتی است قلم به دست نشسته و منتظر واکنشی هستم. لیک خبری نیست و این «بی خبری» بد آزارم می دهد. چند دقیقه ای می شود که دیگر از فنجان قهوه هم بخاری نمی آید... (متن: سالن مطالعه خوابگاه، پاییز 95، ساعت 2:35 بامداد | ویس: تابستان99)

اولین بار...

(ویس41) اولین بار؛ همه چیز از همان اولین بار بود که آغاز شد... درست همان اولین بار... (متن:اریحا|تابستان99)

+ با ولوم کم گوش کنید.

המעצב: ארפאן כל הזכויות שמורות ליריחו