فصل جدید... ❤

می ارزید، این روزها، به اون شب ها می ارزید. فقط خود خود خدا می دونه چقدر دوسش دارم...

و خداوند پرسپولیس را آفرید

و خداوند پرسپولیس را آفرید تا استقلال بی سرور نماند...

(با آخرین ولوم گوش بدید. اثر اریحا :)، تاخیر در تبریک بخاطر بیان باکس بود. تبریک به همه پرسپولیسی ها صعود به فینال...)

در حوالی شیطان

دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود. فریب می فروخت. مردم دورش جمع شده بودند. توی بساطش همه چیز بود... غرور، دروغ، حرص، خیانت، جاه طلبی... (متن: کتاب حکایات حکیمانه، علیرضا شفیعی مطهر |تابستان99)

برای روزهایی که خودمان نیستیم

(ویس45) برای روزهای بی حواسی که توی پیاده رو، یا بعد از سبز شدن چراغ عابر پیاده، تنه می خوریم... روزهایی که چای سرد می شود، بستنی آب می شود و صدای راننده تاکسی بلند می شود: «آهای خانم! بقیه پولت...» (متن: وبلاگ سیمیا|تابستان99)

کودتا

(ویس44) درونم کودتا شده، انقلاب مخملی، بمب، ترور، خودم علیه خودم... (متن: اریحا|بهار99)

۱ ۲ ۳ ۴ . . . ۹ ۱۰ ۱۱
המעצב: ארפאן כל הזכויות שמורות ליריחו